تبليغاتX
یاد خدا آرامبخش قلب هاست


یاد خدا آرامبخش قلب هاست

                                   به نام الله

وقتي آموختم كه معجزه پشت هيچ در بسته اي به انتظار كسي ننشسته،ياد گرفتم كه برخيزم و در رو باز كنم.براي رسيدن به هر آرزويي،زمان رو با عشق و باور و عمل،بگذرونم.

سال نو،با همين باور آغاز شد.انگار كسي را كه سال هاست مي بايست مي آمد،ملاقات كردم.آن كس نزديك ترين ستاره به نگاه من بود، و شايد از رگ گردنم به من نزديك تر.آري دوست!اون سوار سفيد پوش خود من بودم!با خودم آشنا شدم.وقتي سال نو آغاز شد،من از پيش آغاز شده بودم.كلام خدا در حال تحول احوال ما بود كه من دگرگوني را در نگاه روحم به زندگي دريافتم.هميشه جهش،ناگهاني رخ ميده.كافيست خانه ي دل هميشه آب و جارو كرده باشه،اون وقت كودكي دانا در بطن وجودت متولد ميشه و به بلوغ مي رسه.

 

من امسال به انتظار هيچ كس نبودم.امسال همه چيز بوي خدا ميداد.بوي سبزه،بوي سنبل بنفش،بوي عيد.سفره ي ما بي تو خالي نبود.خدا در قلب و روح ما مي خوند.با باور به قصه ي تو،به نيت پاكيزه ي تو همه چيز كامل بود.بركت در سفره ي ما نان شد.روشني و اميد در تنگ بلور،ماهي شد.عشق با عطر دل انگيزش،سبزه و سنبل و ياس شد.زيبايي با شستن يك سيب بر سر سفره ي ما،كامل شد.

 

كوچه باغ از صداي پاي رهگذران شاد،خواب نداشت.قدم ها براي حركتي سالم و پويا،در سال نو به بار نشسته بودند. سال نو، آغاز خودمان بود آغاز من و تو كه اين بار،كنار هم باشيم.به وصل بينديشيم.با نگاهي تازه تر از باران،بباريم و به انتظار هيچ كس نباشيم.

نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 1:30 توسط ندا| |


Design By : Night Skin