تبليغاتX
یاد خدا آرامبخش قلب هاست


یاد خدا آرامبخش قلب هاست

 
They say that God is everywhere,
and yet we always think of Him as somewhat of a recluse.
،می گویند خدا همه جا هست و با این حال
.
همیشه فکر می کنیم از ما دور است

God is within you,
but we place Him outside and worship Him.
،خدا در درون ماست
.
اما او را جایی در بیرون خود قرار می دهیم تا پرستش اش کنیم

God gives birds their food,
but they must fly for it.
،خدا غذای پرندگان را می دهد
.
اما آنها باید برای به دست آوردنش پرواز کنند

Preayer is not conguering God's reluctance but taking hold of God's willingness.
.
دعا غلبه برا مخالفت خدا نیست، بلکه دستیابی به رضایت اوست

Who falls for love of God shall rise a stare.
.
کسی که عاشق خداست، می تواند باعث طلوع یک ستاره شود

If we just stop looking for the Red Sea to split,
we might see all the wonderful miracles
God makes all around us every day.
،اگر دست از انتظار برای معجزه ی باز شدن دریای سرخ برداریم
خواهیم توانست همه ی معجزات خارق العاده ای که خداوند
.
هر روز در اطرافمان ظاهر می کند ببینیم

God does not care much for the importance of our work,
as for the love with which they are done.
،کاری که انجام می دهیم
.
به اندازه ی عشقی که در کار می زنیم برای خدا اهمیت ندارد

All religions are paths but the paths are not God.
.
همه ی ادیان راه رسیدن به خدا هستند، اما خود خدا نیستند

God is that, the greater than which cannot be conectived.
.
خداوند از هر آنچه غیر قابل درک، بزرگتر است

Love is the highest gift of God.
.
عشق والاترین هدیه ی خداوند است

Abstaining from luxuries is the way to God.
.
پرهیز از تجملات، راهی است به سوی خدا

By practising God's rememberance,
your inner being will be illuminated little by little,
and you'll achieve some measure of detachment from the world.
با یاد آوردن خداوند، درونت به تدریج روشن می شود
.
و به مراتبی از عدم دلبستگی به دنیا خواهی رسید

God is the East and the West
and wherever you turn, there is God's face.
.
خدا شرق است و غرب است
.
به هر طرف رو کنی، رو در روی خدا خواهی بود

The prayer most acceptable to
God comes from a thankful heart.
،دعایی که بیش از همه مورد پذیرش خداوند است
.
دعایی است که از دل شاکر برخیزد

Sooner or later you have to seek God. Why not now?
دیر یا زود باید به دنبال خدا بگردی، چرا حالا نه؟

whoever wants to find God will find a way to Him.
.
هر کسی خدا را بجوید، راهی به سوی او خواهد یافت

Trust in God, but tie up your camel.
.
وز توکل، زانوی شتر ببند

Sleep in peace, God is awake.
.
با خیال راحت بخواب، خدا بیدار است

God brings men into deep waters,
not to drown them but to cleanse them.
،خداوند انسان را در آب های عمیق فرو می کند
.
نه برای غرق کردنش، بلکه برای پاک کردنش

Know that all that is other than God veils you from Him.
.
بدان که هر چه غیر خدا باشد، خدا را از چشم تو پنهان خواهد کرد


All God's testing has a purpose, someday you'll see the light.
All He asks is that you trust Him,walk by faight and not by sight.
.
همه آزمون های خداوند هدفمند است، روزی نور را خواهی دید
.
او فقط می خواهد که به او اعتماد کنی، با ایمانت راه برو نه با چشمت

God,often in His wisdom,sendshis angels down to walk with us.
We know them best as friends.
.
معمولا خداوند فرشته هایش را پایین می فرستد تا با ما قدم بردارند
.
ما آنها را به صورت دوستان مان می شناسیم

Don't pray that God's on our side; pray that we're on His side.
.
دعا نکن که خدا کنار تو باشد، دعا کن که تو کنار خدا باشی

Some people think it is unfair for
God to put thorns on roses.
Others praise Him for putting roses on thorns.
بعضی فکر می کنند منصفانه نیست که
.
خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.
بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

He that loveth not knoweth not God, for God is love.
.
کسی که مهربان نیست، خدا را نمی شناسد، زیرا خدا مهر است

 

 

این متن فارسی رو در یکی از سایتها دیدم خیلی به دلم نشست به همین خاطر تصمیم گرفتم به انگلیسی ترجمه اش کنم....میدونم عیب و ایراد زیاد داره اما خب به بزرگواری خودتون ببخشید

 

راستی روز خبرنگار هم مبارک باشه

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 16:48 توسط ندا| |

 

وقتی که بچه بودم,شبای بهاری به ستاره های آسمون خیره میشدم.همه اهل خونه هفت پادشاه رو تو خواب می دیدند,اما من هنوز بیداربودم و به دنیای پر رمز و راز ستاره ها,نگاه میکردم.خیال می کردم قراره یکی از اون ستاره ها,به اقبال من چشمک بزنه.می ترسیدم چشمامو هم بذارم,ستاره ها بپرن.وقتی شهاب سنگ ها,مثه خطی از نور,تو تاریکی روشن و خاموش می شدند,می گفتم,خودشه؛آرزوی گمشده ی من,داره می آد تا همونی بشه که خاطرشو میخوام.

وقتی شبای مهتابی,کنج پنجره ای کز میکردم و به ماه که از سرما نمی لرزید نگاه میکردم,تو هاله آبی رنگش غرق می شدم.روحم تا شهر خیالاتِ دلفریب,سفر میکرد تا جزیره ی کوچک خوشبختی پارو میزد,تا قله های بلند اقبال بالا می رفت,تا دروازه های شهر طلایی که همیشه منتظر رسیدن من بود,پیش می رفت.تا افق های دور دست,جایی که خورشید میون زمین و آسمون گیر کرده بود,می تاخت و در نقطه ای نامعلوم در بی نشونی ها,گم می شد و هنگام بیداری,باز به یاد رویای شب گذشته,منتظر کسی بود.کسی که از راه برسه و عاقبت کلید دروازه های خوشبختی رو دو دستی تقدیمش کنه!

وقتی که بچه بودم.دریا برام تجسم بی نهایت بود.موج های بی سوار دریا,منو تا هرجا که خیالم قدرت پرواز داشت می برد.دریا برای من تصویر هزاران آرزو بود.آرزوهای کوچک و بزرگی که مثل ماهی های کوچک و بزرگ در اعماق دریا زندگی می کردند.

وقتی که بچه بودم قصه ها با یکی بود یکی نبود شروع می شد.شهرزاد قصه گو,هرشب قصه ای تازه می آفرید من با قصه های خیالی,خواب می رفتم.غول چراغ جادو با من رفیق بود,هر وقت اراده میکرد می تونست از چراغ کهنه دود زده بیرون بیاد و به آرزوهای من گوش کنه و با یه بشکن همه رو برآورده کنه.می تونست به سرعت یه پلک زدن قلعه ی رویاهامو بسازه.

قالیچه پرنده همیشه همراهم بود,منو با خودش همه جا می برد,تا انتهای دریاها,تا شهر صبح و شهر شب,تا قلعه دیو سیاه.....تا پایان روز.... تا بهشت گمشده ی آرزوها.

وقتی که بچه بودم,باور داشتم که قراره کسی هر فصل,مثل میوه ی نوبرانه,زودتر از بقیه از راه برسه. کسی که مثل عطر معصوم کودکی,همیشه به تنم بمونه!مثل خیال پرواز,تو دل قاصدکی,به سمت بی نشونی ها,پَرَم بده! مثل حبابی پر از هوس های کودکانه بر سطح امواج دریا,شناورم کنه!مثه یه تیکه از ماه به صورتم بچشبه,مثه خورشید پشت ابرای سیاه,امیدوارم کنه.مثه فرصتی برای پروانه شدن تو پیله ی یاس و نومیدی باشه.به درختای کوچه باغ آب بده

آخ چه روزا و چه شبا, واسه اونیکه قراره از راه برسه,خودمو خط خطی کردم.انگار یاد گرفته بودم همیشه یکی باید بیاد این سنگ بزرگ رو از جلوی پاهام برداره.یکی باید بیاد کوله بار من و تو رو زمین بذاره.یکی باید بیاد تا حق منو کف دستم بذاره.این طوری کم کم رفتم تو خیال بی خیالی! تو بستر نرم و گرم و راحت بی تفاوتی!یادم رفت مسولیت یعنی چی؟یادم رفت چند سال گذشت!یادم رفت عمر نسیه س! یادم رفت,وقت تنگه!

 

چقدر زود گذشت!18سال!!!!!!!!!!! حالا قدم در 19سالگی!!!!!!!!

ندا باورت میشه؟تو همون بچه ای هستی که پشت ویترین هر مغازه پفک می دیدی با انگشت اشاره دستتُ به شیشه می چسبوندی و می گفتی:پفک.....همونی که به تلویزیون می گفت:ایویزیون....همونی که به جای اینکه بگه روشن کن می گفت:خاموش کن یا بالعکس.....آخی چه روزهایی!!!!! روزهایی که بی دلیل با تمام وجود غش غش می خندی!!!!!!! اما هرچی که بود گذشت!!!!!!مثه اینکه کم کم داری وارد دنیای بی مزه ی بزرگترا میشی!!!!!! راستی ندا میخوام یه سفارش بهت بکنم: اگه خواستی وارد این دنیا بشی کوله ی بچگی رو هم همراه خودت ببر خیلی جاها صداقت و مهربونی به درد میخوره باور کن!!!!!!!

 

1---عکس6ماهگیم رو گذاشتم...شرمنده که هم سیاه و سفیده و هم تار....یه جورایی سیاه سفید رو بیشتر از رنگی دوست دارم,تار بودنش هم به خاطر اینه که این عکس قاب شده هست و من از پشت شیشه عکسش رو انداختم...با اینکه زیاد از هندی ها خوشم نمی یاد اما نمیدونم چرا مثل اونا عکس انداختم؟باید عامل این جنایت رو پیدا کنم!!!!!!!

 ThumbSnap.com Free Image hosting

2---بابامم از اهالی مرداده....

 

3---12 مرداد تولد دو تا گل همیشه بهار هست که با تمام وجود دوسشون دارم... یکیش کاملا شیطون(افشاری جون) و یکیش هم کاملا آرام(لادن عزیز) اما یه وجه مشترک دارند,اونم اینکه مهربونی ناب و خالصی دارند که در روزگار ما کیمیاست!نازنینای من,خواهرای مهربون و عزیزم رویش وجود گرمابخشتون رو در ماه گرم و عاشق مرداد رو به هر دوی شما عزیز با تمام وجودم تبریک میگم....امیدوارم به هر اونچه که مراد دلتون هست برسین...آمین.

 

4---حدودا2سالی هست که در کنار یکدیگریم کم و بیش با اخلاق هم آشنا شدیم...یه درخواست دارم خواهش میکنم هرگونه انتقادی در طول این مدت نسبت به رفتار و اخلاقم رو داشتید بگید....خواهش کردم!حتما بگین...منتظرم...

 

5---خواستید یه سری هم به ادامه مطلب بزنید...جالبه!!!!!!!!!!!

 

من9مرداد ساعت9شب به دنیا اومدم اما خب طبق شناسنامه که جلو بریم بنده10مرداد به دنیا اومدم !!!!!

 ThumbSnap.com Free Image hosting


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387ساعت 1:13 توسط ندا| |


Design By : Night Skin