یاد خدا آرامبخش قلب هاست
گفتم: در گروه خودتان چه کاره ای؟ گفت:دروازه بان دلم! گفتم: این هم شد کار؟ برو تو خط حمله گفت: فکرم از دروازه مطمئن نیست, دلم یه دروازه است,اگه کنترل نکنم,می بینی پی در پی گل میخورم. گفتم: مثلا چه گلی؟ گفت: گل گناه, گل هوس, گل غرور, گل دوستی های حساب نشده, گل غفلت از آینده و آخرت! گفتم: چطوره جمع بشیم و با تیم ابلیس مسابقه بدیم؟ گفت: به شرط اینکه خودم دروازه بان باشم,چون میدونم از چه زاویه ای توپ گناه رو به طرف دروازه دل ها شوت می کنن. گفتم: قبول, ولی از کجا این تجربه رو کسب کردی؟ گفت: زاویه حمله ابلیس غفلتــــه. گفتم: پس تو خط دفاع رو بیشتر دوست داری! گفت: آدم اگه نتونه دفاع خوبی داشته باشه, مهاجم خوبی هم نمیشه! گفتم: دیگه کدوم زاویه را باید مراقب بود؟ گفت: خواهی نخوری ز تیم ابلیس شکست باید به دفــاع از دل و دیــــده نشست چون شوت شود به سوی دل توپ گناه دروازه دل بـــه روی آن بـــاید بست ماه های محرم وصفرو رمضان همیشه یه مانعی هستند برای ورود شیطان به دل هامون...حالا که از ماه صفر هم تنها ۱۰ روز مونده،پس حداقل تو این روزای طلایی دلمون رو خوب تربیت کنیم تا همیشه از گل شیطان در امان باشه.آمین حال و هوای این پست برام یه جورایی دلگیره....شاید به خاطر اتفاقاتیه که اخیرا افتاده و ذهن منو به خودش مشغول کرده سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی ببار ای بارون ببار... چند جمله ی قشنگ پیدا کردم براتون نوشتم تا همه لذت ببریم... اگر شما هم جمله ای دارین برام بنویسین. چقدر زود دیدارها به یادها و خاطره ها تبدیل می شوند, قبل از آنکه دیر شود قدر لحظه های دیدار را بدانیم و با مهر و محبت آن لحظه ها را سپری کنیم. یه آرزو: آرزویم این است: نتراود اشک از چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد, نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز, و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی, عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد. سازنده ترین کلمه گذشت است آن را تمرین کن عمیق ترین کلمه عشق است به آن ارج بنه روشن ترین کلمه امید است به آن امیدوار باش ضعیف ترین کلمه حسرت است آن را نخور سمی ترین کلمه غرور است بشکنش لطیف ترین کلمه لبخند است آن را حفظ کن 1* دهه ی فجر بر همه ی شما عزیزان مبارک....فکر کنم هیچ کدام از ما در اون دوران نبودیم...چقدر کوچولوییم هاااااااااااااااااا 2* الان در حال گوش دادن یه ترانه هستم به نام دریا...البته ترانه که چه عرض کنم! با گوش کردنش بیشتر دوست داری گریه کنی...به شما هم پیشنهاد می کنم حتما گوش کنید خیلی قشنگه...متاسفانه نام خواننده رو هم نمیدونم(اینکه نام خواننده رو نمیدونم برای خودم جزو عجایبه!!!!!!!!!!!!!!!!!!) باز هم آمدی تو بر سر راهم.....آی عشق می کنی دوباره گمراهم دردا من جوانی را به سر کردم...تنها از دیار خود سفر کردم (قسمتی از ترانه) 3*برفای کوچه باغ هم کم کم داره آب میشه...یعنی بهار تو راهه بهار بهار صدات می یاد اما خودت کجایی؟ 4*نظرتون در مورد سریال یوسف پیامبر (ع) چیه؟(دنبال سوژه می گشتین!بیایید اینم از سوژه) دور از شوخی خیلی نظرتون برام مهمه. یه سری هم به پیوندهای وبلاگ بزنید... فعلا...خداحافظ قلبهای مهربونتون نفس بکش. دم, یعنی بودن رو حس کن. بازدم, یعنی هیچ رو گوش کن. این بود و نبود رو تماشا کن. ببین و بشنو, بشنو و لمس کن. تو همیشه امتداد همین آوازی! در سایه های نیستی,هستی رو پیدا کن.این ابتدای وزیدنه! مثل وقتی که تو صدای نفس هات رو می شنوی. در اون لحظه تو در حال وزشی.چیزی تارهای وجودت رو به ترنم درمی آره. کسی تو رو می نوازه. مثل باد که شاخه های درختا رو تکون میده و تو وزش اونو می شنوی که چطور برگ های پاییز رو یکی یکی به زمین می بخشه.حالا بذار وزش روحت رو بشنوی.فقط سکوت کن. وقتی ساکتی, احساس سبکبالی داری.انگار آماده ورود به سرزمین ناشناخته ای.در حال کشف جزیره ای که تو,فقط تو ساکن اونی.تارهای وجودت شروع به وزش می کنند و تو بی پروا می وزی و آواز روحت رو, یک نفس زمزمه می کنی.چیزی در تو بی تاب میشه و تو بدون اینکه سر بری,می جوشی. دستی ابرهای از هم گسسته ی روحت رو, به هم می دوزه و تو عطر نمناک باریدن رو, می بویی و احساس می کنی و این آغاز بارش توست مثل یک قطره آب,پاک و زلال و شفاف می باری و می باری. به صدای بارون گوش کن! هیچ کس نمی تونه مثل بارون بخونه.هیچ کس نمی تونه صدای بارون رو تقلید کنه.کسی نمی تونه شعرهای بارون رو که روی خاک می نویسه,کپی کنه,حفظ کنه و از بر بخونه.کسی از صدای بارون خسته نمیشه.سر درد نمی گیره.بارون تکرار نمیشه.عادت نمیشه.سر گیجه نمیشه.بارون همیشه یه چیز تازه است.یه پیام نو برای روح تو, روح من, روح ما. بارون پر از احساسات لمس نشده, حرف های نگفته,رنگ های ندیده و شعرهای نشنیده است.بارون آواز سکوته!سکوت زمین,سکوت ابر,سکوت باد! بارون رسم سادگیه,مشق زیباییه.گواه پاک و زلال زندگیه! بارون بی هیچ تردیدی, رمز و راز دلبردگیه! 1* دیروز دوم بهمن ماه تولد آبجی کوچیکه بود...یه تولد کوچولو اما بامزه...آبجی زهرا تولدت مبارک...اگه شد به مناسبت تولدش یکی از نقاشی هاشو میذارم تا حالی ببریم 2* بعضی وقتا سکوت لازمه نه از روی رضایت بلکه از روی اعتصاب! باور کن اما خب من و مهتاب اهل قهر نیستیم اما فعلا به جای حرف, سکوت رو انتخاب کردیم. 3*امیدوارم بازم مثل همیشه تو کوچه باغ هیاهو بر پا بشه... فعلا بای بای باور کن هنوز دوست دارم....هنوز عاشقتم...اما تو با نبودن هات داری آزارم میدی، من هم برای اینکه تو رو پیدا کنم باید فریاد بزنم تا آوازم به گوشت برسه...حالا به من حق میدی یا نه؟ یه ایندفعه رو بذار نظرات پستم غیر فعال باشه!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


